آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

535

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

مىكرد « 1 » ، خزانه‌دار بايستى 1000 درهم به آن شخص بدهد . در كارنامگ « 2 » مذكور است ، كه موبد بزرگ مژده بشاه آورد ، و شاه در پاداش دهان او را پر از ياقوت سرخ و مرواريد شاهوار و گوهر نمود ، و اين طريقه عجيب معمولا پاداش خدماتى بود ، كه بشاه ميشد ، و نظاير آن در عهد اسلامى نيز ديده شده است « 3 » . شاه بدرباريان و ندماء خود بر حسب مخارج هر يك وظيفه عطا ميفرمود . اگر يكى از درباريان مالك زمينى بود ، عايدات اين زمين را جزء وظيفه او حساب مىكردند ، لكن علاوه بر آن بر حسب تخمين شاه ده هزار درهم مثلا ماهيانه به او ميدادند ، تا به مصرف لوازم مقام و منصب خود برساند ، و درمانده نشود ، و محتاج باستدعاى وجهى از خزانه پادشاه نگردد « 4 » . چون شاه « 5 » به خانه يكى از وزراء خود يا يكى از اشراف بزرگ بديدن ميرفت ، ايرانيان « 6 » تاريخ نامه خود را از آن روز مينوشتند . ملك آن كسى كه شاه به خانه او

--> ( 1 ) - سياست‌نامه ، چاپ شفر ، ص 118 ، ترجمه ص 74 - 173 . چون حكاياتى كه براى توصيف اين رسم ذكر شده ، منحصرا از تاريخ ساسانيان نقل گرديده است ، بنابراين واضح است ، كه « تخمه ساسانيان » در سطر 13 متن فارسى غلط است ، و بايستى آن را « تخمه ساسانيان » خواند . راجع به كلمه زه » zih ! ( ظاهرا - ز zi ، زيو ziv ) يعنى « زنده بمان » بتلفظ سرير ) مقايسه شود با يعقوبى چ هوتسما ، ص 192 ، سطر . كلمه زه در فارسى جديد هم هست . ( 2 ) - كارنامگ ، بخش 10 ، پاره 14 . ( 3 ) - ر ك بحكايتى كه نظامى عروضى در چهار مقاله ( چاپ قزوينى ، ص 35 ، ترجمه برون 38 ) آورده است . مضمون آن حكايت اينست ، كه سلطان محمود ، فرمود سه مرتبه دهان عنصرى را از جواهر پر كند . ( 4 ) - جاحظ ، تاج ، ص 145 . ( 5 ) - جاحظ ، تاج ، ص 158 و ما بعد : اردشير اول و خسرو انوشيروان . ( 6 ) - مراد كسانى است ، كه به اين افتخار نائل ميشدند .